December 2008
Link →
وقتی غریب میشم، به اونی فکر میکنم که آشنا میشه! انگار دلم رو میزنن سر چنگال!
Dec 31st
Link →
حس ِ خفقان ِ وحشتناکی دارم؛ انگار یه کسی یه جایی داره بهم خیانت میکنه!
Dec 31st
Link →
سال 2009 خیلی مطلوب شروع شد برام همین الان فهمیدم که paper ام برای ICFCC Conference پذیرفته شده. توی IEEE Xplore هم index میشه [-:
Dec 31st
Link →
یه کتاب دارم که صفحه‌هاش بوی پاک‌کن میده؛ فکر کن چه کِیفی داره خوندنش!
Dec 31st
Link →
“بی تو هر روز، روز مباداست!”
Dec 31st
این فقط یک بازی است  →
همه ی دوره ی کودکی و نوجوانی من رو آرتور سی کلارک محبوبم به فنا داد ، یعنی همه اش رو توی ترس و وحشت میگذروندم . و شاید هنوز هم. من از راما می ترسیدم ، خیلی از راما می ترسیدم ، شاید بیشترین چیزی هم…
Dec 31st
Link →
امروز توی اتوبوس چند تا پسر بودن که معلوم بود از امتحان برمی‌گردن. می‌خورد که دوم-سوم راهنمایی باشن. یکی‌شون به‌طرز عجیبی شبیه یکی از دوستای من بود که راهنمایی از مدرسه با هم می‌رفتیم خونه….
Dec 31st
(بدون عنوان) →
22 سالگی که از زور مستی بالا آوردم خیلی هم خوب بود سبک شدم  
Dec 31st
یازدهم دی →
نمی دونم چقدر دیگه می تونم با این پاهای خسته ادامه بدم نمی دونم چند بار دیگه می تونم تحمل کنم که زمین خوردن منو ببینی نمی دونم تا کی می تونم تحمل کنم که منو انقدر خسته ببینی که خستگی های خودت یادت…
Dec 31st
Link →
سر و گردن هم رو در اختیار دارند خسته به نظر می‌رسند
Dec 31st
Link →
[اگر مخترع بودم ۴] اگر مخترع بودم دستگاهی می‌ساختم که انسان را بشورد. ایده‌ی این دستگاه وقتی به ذهنم رسید که در دستشویی نشسته بودم و خود را می‌شستم. طرز کار: این دستگاه در دستشویی نصب می‌شود و دو…
Dec 31st
Link →
چه‌قدر تأسف‌انگيز است که آدم مى‌نشيند با دوست‌هايش و نفرت مى‌ورزد نسبت به افرادى که قبلاً با همان‌ها نسبت به افراد ديگر نفرت ورزيده بود.
Dec 31st
Let's Do The Things We Normally Do →
هر جا میرم با تو، آخرش باید تو صف وایسم هر جا نخوام بیام، نشونم میدیش،حالیم می کنی که بیام. جای خودتو جلوی صف مثلا”
Dec 31st
من گم میشود روزی! →
زمانه چه طماع است گاهی همه جزئیات را کش میرود!
Dec 31st
گنجشکانه! →
  گنجشک را گفتند :  مناره به تو گفت: چیزی بگو که بگنجد!!!  
Dec 30th
بی ارزش ترین جان ها →
اگر ما «ایرانی ها» دل مان برای کودکان غزه می سوزد به جای تحریم کالاهای اسراییلی، پرچم سوزانی در تظاهرات و اعلام عزای عمومی به مناسبت تشخیص کربلا-عاشورای جدید در فضا-زمان، می توانیم و زورش را هم…
Dec 30th
Link →
دیروز یه گهی خوردیم شماره غریبه جواب دادیما هنوزم اعصابم خورده بعد از اونور این مریم بحرالعلومیه رو می خوام دوستم بوده تو دبیرستان کثافت گم و گور شده پیداش نیس وای یه چیز دیگه که رو اعصابمه فلشم پر…
Dec 30th
استقبال مردمی →
و با حضور گله گله مردم مواجه شد . . ()
Dec 30th
رئیس  →
کمی دلگیرم… زود حل می شود، می دانم… ولی انتظار گفتن ِ الان وقت مرخصی رفتن نیست رو ازش نداشتم… انگار به لغو مرخصی های من عادت کرده… دلخورم اما زود حل می شود، می دانم. پ.ن:بعضی ها ظرفیت…
Dec 30th
sun 439 →
به قول حسین پناهی : خوشا به حال لک لکا که لک لک اند…
Dec 30th
Link →
توی اتوبان حکیم، غرب به شرق اش، نرسیده به برج میلاد، صدمتر قبل از خروجی اش به شیخ فضل اله شمال؛ یک سرازیری طوریست، که اگر خلاص کنید، جل الخالق اصلن تکان نمی خورید!
Dec 30th
Link →
یک نفر برای ساقی قهرمان کامنت گذاشته که “من چوسیدم براین بدبخت آدم های کونی خوب این چه گوههایی است شما ها می خورید مادر گاییده ها”. کلّی خنده شد.
Dec 30th
شدیداً محکوم را می کنیم! →
+آقا این فرمهای ثبت نام برای غزه رو کجا میدن؟ - نمیدونم والا؛میخوای بری غزه چیکار؟ + اون جا کاری ندارم،میخوام از ایران فرار کنم.       
Dec 30th
395 →
Dec 30th
نکیر و منکر! →
نکته مهمش تو اینه که اکثر پ.و.ر.ن استارها اسم مستعارشون رو میزارن: “آنجل“.       
Dec 30th
(بدون عنوان) →
هنوز در مورد 22 سالگیم فکری نکردم ولی با ستاره های صورتی و بغل گرم و آسمون بدون برف شروع می شه  
Dec 30th
پیاده روی →
پیاده روی شماره ۱ - دیشب پیاده روی شماره ۲ - امشب : و پیاده روی شماره ۳ - coming soon
Dec 30th
(بدون عنوان) →
از این تیپ آدمایی هستند که به همه میگن تازه به دوران رسیده و دهاتی! زن و شوهر خودشون اوکی هستند در برخورد های اول ولی کم کم یه حس تنفر درونت شروع به بالا اومدن میکنه از این همه ادعا!! یه جور میگن…
Dec 30th
گریز از مرکز →
به خدایی قادر و متعال ( غیر از خویشتن ِ خود) جهت فحش شنیدن و مقصر شناختن بابتِ گشادی , بی برنامگی , وضعیت بغرنج درسی , رشد چشمگیر تورم , جنایات غزه و کلاً غیر قابل تحمل تر گشتن زندگی…
Dec 30th
لِم →
هرچی بهتر کار کنی، باید بیشتر کار کنی…
Dec 30th
احسنت →
وقتی با ریش بری مغازه تیغ بخری با دیده تحسین نگات می کنن . . (شایدم می گن تاحالا کجا بودی)
Dec 30th
Link →
وقتى‌ فضولى‌هايم به نتيجه مى‌رسيد، احساس لذت فوق‌العاده‌اى‌ در وجودم منتشر مى‌‌شد، حس فتح يک قلمرو ناشناخته.
Dec 30th
دهم دی →
مثل این می مونه که آدم بشینه همش با خودش شطرنج بازی کنه تازه همش هم ببازه
Dec 30th
Link →
يه پيت داشتن توش آتيش درس مي کردنمنم ساعت 9 مي رفتم ميشسم پيش پيته الان يه خونه گهي شده
Dec 30th
Link →
جهت اطلاع عرض میکنم که امنیت و آرامش، مدتی است که به کلی از قاموس واژگان من حذف شدند؛ از بس مفهومی برایشان پیدا نشد، از بس وجود نداشتند. و همچنان جهت اطلاع اضافه میکنم جای خالی این دو،…
Dec 30th
جریان →
ایده‌ها در زمان و ذهن‌ها جاری هستند. از نوشته‌ها و تصویرها می‌گذرند و از ذهنی به ذهنی. ذهن ابرمرد که بیافریند -اگر به واقع آفریدنی در کار باشد- نایاب‌ است، آنقدر نایاب که شناخته نمی‌شود. جریان…
Dec 30th
کار خدا را ببین →
قلب دوست‏پسرش مشکل دارد، دوست ندارم غمگین ببینمش. داستان چنین خواهد شد، من خواهم مرد و قلبم را به پسرک خواهم داد. این‏طور هر دوی ما به آرزویمان خواهیم رسید، قلب من بلاخره به او خواهد رسید و او به…
Dec 30th
Link →
  این احمق بودن  از همون بچگی با من ِ و ولم نکرده .. تا الان که الان ِ .. از همون دوران ِ بلوغ که تا شب ها می رسیدم تو تختم به این فکر می کردم و دلم و خوش کرده بودم که چون حالا عکس ِ دو سالگی ِ…
Dec 30th
Link →
سکوت که میکنم تنهایی میشنوم! هم تنهام، هم تنها! اولی لذت‌بخش، دومی وحشتناک!
Dec 29th
Link →
محسن کاشکی وایمیستادی آشتی می کردیم بعد غیب می شدی
Dec 29th
حكيم نظامي ليواني →
در اين دوره و زمانه، ليلي ها فقط به دليل امراضي همچون ساديسم ظرف ِ مجنون جماعت را مي شكنند و هيچ مِـــيل پــــِـيلي هم در كار نيست. لطفا خودتان را سر كار مگذاريد.
Dec 29th
sun 438 →
دیشب هوس کردم دوباره بشینم لب اون پنجرهه پاهام رو آویزون کنم و بی هدف تکونشون بدم. بعد هم لابد شروع کنم به زمزمه کردن چیزی و هی به این فکر کنم که اگه الان همه توی این ساختمون همین کاری که من میکنم…
Dec 29th
Link →
میلک از لحظه‌ی اول آدم را حیرت‌زده می‌کند. از عنوان‌بندی شروع می‌کند و جای نفس‌کشیدن را از آدم می‌گیرد. مهم‌اش این‌جاست که فیلمنامه اصلاً سعی نمی‌کند شما را غافل‌گیر کند. اول فیلم به ما…
Dec 29th
sun 423 →
Beautiful women are invisible; we’re so dazzled by the outside that we never make it inside(+)
Dec 29th
sun 424 →
فقط کافیه لبخند بزنه. بعد انگار همه دلهره های دنیا خلاصه شده باشه توی لبخندش یک اخم گنده میشینه روی صورت ات طوری که تا ساعتها نمیتونی گره ابروهات رو از هم باز کنی و نشون بدی که همه چیز اون قدر ها هم…
Dec 29th
sun 425 →
با سپ میشینیم رو به روی اون پنجرهه خاک گرفته و نهار میخوریم. دستش میخوره به لیوان آب و همه اش بر میگرده روی شلوار من. به شلوارم نگاه میکنم و آب لیوان واژگون شده و قطره های آب! به خودم که میام سپ…
Dec 29th
sun 426 →
Cafe Canape
Dec 29th
sun 427 →
صبح های آخر پاییز مثل آدمهاشه. بی حس.. بی رنگ… دوست نداشتنی!
Dec 29th
sun 428 →
The hills are alive with the sound of music
Dec 29th
sun 429 →
کافه کاناپه
Dec 29th